گفتگو با عبد الحمید اشراق (III)

عبدالحمید اشراق
عبدالحمید اشراق
خاطرهء دوم اینکه: روزی با استاد و مرتضی نی‏ داود در منزلش وعدهء ملاقاتی داشتم. نی‏ داوود علاوه بر استادی در رشتهء تار فردی بود مردم‏ دار صبور و بیش از حد با ادب که مورد احترام همه‏ بود، او گفت پسرم، قبل از اینکه صحبت هایمان را شروع کنیم، قصه ‏ای برایت می‏گویم. گفتم‏ خواهش می‏کنم.

گفت یک روز شنبه تنها در منزل بودم، در زدند، من رفتم پشت در و در را باز کردم دیدم‏ دو نفر مرد قوی هیکل جلوی درب ایستاده ‏اند، یکی از آنها دست گذارد روی در که من‏ نتوانم آن را به بندم و گفت ما می‏ خواهیم تو را ببینیم. گفتم موضوع چیست؟ آنها بی ‏جواب وارد شدند و در را بستند.

ایشان اضافه کرد حالت من را مجسم کن، هرچه می ‏پرسیدم چه می‏ خواهید و چکار دارید جواب نمی‏ دادند. بعد در سالن روی مبل‏ها نشستند و یکی از آنها گفت برو مزغونت را بیار، گفتم «با من چکار دارید، چرا تارم را بیاورم» گفتند بعدا می‏فهمی!

چاره ‏ای نداشتم؛ با ناراحتی و ترس رفتم تارم را آوردم، نشستم و تار را گذاشتم روی‏ میز، دیگری گفت بزن. من دستگاه دشتی را شروع کردم، دیگر خودم نبودم و فقط در فکر این بودم که چه می‏ شود. ایشان اضافه کرد که دشتی دستگاهی است محزون و غم ‏انگیز و چون منهم غمگین بودم این غم در نواختن منعکس می ‏شد.

مدتی نواختم ناگهان یکی از آنها کارد بلندی را بیرون کشید و آنرا محکم، عمود با نوکش روی میز کوبید و شروع کرد به فحش ‏دادن به شخصی که به آنها گفته بود بروید و انگشت سبابهء او را بیاورید یعنی انگشتی که نقش اصلی را در تار زدن بازی می‏ کند.

نی ‏داود اضافه کرد که بعد من کمی آرام شدم و آنها سؤالات زیادی از من کردند و به‏ خیر گذشت.

نی‏ داوود این نظر را داشت که انسان در دو زمان خوب تار می‏زند، در زمان غم‏ و در زمان شادی.

از نحوهء ادارهء مجلهء موزیک ایران بگوئید.
در مجلهء موزیک ایران نظرات دو گروه با یکدیگر در تضاد بود و این دو گروه با همدیگر کشمکش داشتند؛ نخستین گروه معتقد به موسیقی سنّتی و حفظ دستگاهها بودند مانند: کلنل وزیری، خالقی، صبا، معروفی و دیگران، گروه دوم شامل کسانی بود که در خارج از ایران در رشته موسیقی تحصیل کرده بودند و از موسیقی ایرانی نیز اطلاعاتی داشتند.

این دو گروه گفته‏ های یکدیگر را قبول نداشتند و این خود مسئله ‏ای بود که همراه با نظرات آنها را در مجله بازتاب می‏ یافت.

اجازه بدهید بحثی از دو استاد را برایتان بخوانم. یکی روح ‏الله خالقی از خادمین‏ موسیقی سنّتی و نویسندهء چند کتاب در مورد موسیقی بود و دیگری فریدون فرزانه از موسیقیدانان برجسته که تحصیلات خود را در کنسرواتوار چند کشور به پایان رسانده‏ بود. او خطاب به خالقی می‏ گوید: “…آقای خالقی، دستگاههای موسیقی ایرانی جز یک‏ جنبهء مطربی ارزش دیگری ندارد ولی بقایای آن در پشت کوه ها، در ایلات و بین مردم‏ پاک این مملکت که دور از فساد شهرها زندگی می‏ کنند وجود دارد و همانها هستند که‏ شعلهء ملیت را فروزان نگهداشته و موسیقی واقعی ملی ما را که همان ترانه‏ های بومی‏ باشد شعله‏ ور ساخته ‏اند. …آقای خالقی موسیقی شما نه جنبهء علمی دارد، نه جنبهء هنری و نه جنبهء ملی، حال از شما می‏ خواهم بپرسم این سازهایی غربی (پیانو-ویلن) در ارکستر شما چکار دارد…؟ …آقای خالقی به عقیدهء من و خیلی‏ های دیگر، روش شما برای موسیقی این مملکت‏ بی‏ اندازه مضر است. وقتی که ملت خیال کند موسیقی ایران همین اباطیل است، رو بر می‏ گرداند و به طرف‏ دیگر متمایل می‏ شود و در این تمایل ممکن است گمراه شود. …آقای خالقی با کمال تأسف و شرم مشاهده می‏ کنم که موسیقی عربی، هندی، اسپانیولی، رومانی با سامبا و رومبا ترکیب کرده و به نام موسیقی ایرانی بخورد مردم‏ می ‏دهید…”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

میکرو تنالیته (II)

میکرو تنالیته (II)

کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند.
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

«همزاد همرنگ هراس، دونوازی دف (ژانر وحشت)»، «خوف دره خاموش، ۷ قطعه برای سه‌تار»، آلبوم «آمد ندید برفت…» و «تفسیر و ترجمه‌ی کتاب آقاسیدنصرالدین خاموشی جیحون‌آبادی» بخش کوچکی از رزومه‌ی نوازنده‌ی آلبومِ «یادگارْ روزگارْ تارْ» (۱) هستند. همچنین علاوه بر رزومه، این «آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و نویسنده و نوازنده‌ی تنبور، دف، تار و سه‌تار» که موسیقی را با آموزش نزد سیدخلیل عالی‌نژاد شروع کرده و «از ۱۰ سالگی فعالیت‌های حرفه‌ای خود را…آغاز نموده»، دفترچه‌ی آلبوم را، که خود طراح و گرافیست آن است، به تصویری از خود (بسیار شبیه به استاد) و تصاویری از صدابردار و نیز عکاسِ آلبوم مزین کرده است.
موسیقی و معنا (V)

موسیقی و معنا (V)

در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، معنای موسیقی عموماً در هیجانات و تمایلات بشری جست‌وجو می‌شد. در آن دوره تصور بر آن بود که یک قطعه‌ی مستقل باید احساس یا میل ویژه‌‌ای را در حالت و قالبی متناسب با آن بیان و منتقل کند. گرچه ساختارهای موسیقایی به خودی خود اهمیت بیشتری پیدا کردند، نزدیکی موسیقی با فن بلاغت، به سبب انعکاس الگوهای عروضی زبان در قالب‌های موسیقایی، مورد توجه قرار گرفت (Sparshott 1998) و ارزش‌ها و معنا در موسیقی تا حد زیادی در پیوند با لذت عقلانی مبتنی بر کارکرد عقل در نظر گرفته شد. به نظر می‌رسد قواعد عقلانی در موسیقی، که کمابیش بر پایه‌ی پیشرفت علم صوت‌شناسی شکل گرفت، تماماً مختصاتی را شرح و بسط داد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی می‌تواند واجد معنا باشد.
قمرالملوک وزیری

قمرالملوک وزیری

بانو قمر الملوک وزیری در سال ۱۲۸۱ به دنیا آمد. وی در همان کودکی مادر خود را از دست داد و او همراه مادر بزرگش خیرالنساء زندگی میکرد. خیرالنسأ از مرثیه خوانان و روضه خوانان حرم ناصری بود و ملقب به افتخارالذّاکرین گردید. آواز خواندن به تقلید از صدای مادربزرگ قمر را به خواندن علاقمند کرد؛ قمر میگوید: «من مدیون همان تربیت اولیّه خود هستم. چون خواندن همراه با مادربزرگ به من جرأت خوانندگی در حضور جمع را داد. اولین بار قمر در مجلسی با مرتضی خان نی داوود نوازندۀ تار آشنا شده و مرتضی خان متوجّه میشود که صدای قمر از کیفیّت و توانایی بسیار بالایی بر خوردار است و همین توجّه باعث برخورداری قمر از تعلیمات مرتضی خان نی داود میگردد و این آشنایی باعث میشود که وی توسط مرتضی خان نی داوود به جامعۀ هنری و نیز به مردم معرفی گردد.
جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

در ابتدای کارش، جونی قدرت آوازی که به آن شناخته می شود را نداشت. آن چیزی که در اولین آلبوم هایش می شنویم صدایی بی ثبات است که به روشنی تحت تاثیر ستاره راک آمریکایی اِلویس پریسلی (Elvis Presley) قرار دارد. همانند سلطان راک، جونیِ جوان انتهای حرف های صدادار را به سمت زیر می سُراند و از نام آوا ها (onomatopée) خیلی استفاده می کرد (مثل yeah yeah معروف). او کلمات را بالا و پایین می برد همان طور که پایش را برای دعوت به رقص به زمین می کوبید.
آثار پیانویی محمد سعید شریفیان منتشر شد

آثار پیانویی محمد سعید شریفیان منتشر شد

آثار آثار پیانویی محمد سعید شریفیان توسط انتشارات پارت به تازگی منتشر شده است. این آثار گردآوری یکسری از قطعات پیانویی در طول سالیان متمادی است که هم اکنون برای استفاده عموم به چاپ رسیده است.
ادیت در ویولن (VI)

ادیت در ویولن (VI)

هدف از این نوشته بررسی انگشت گذاری (ادیت دست چپ) یکی از جملات پایین رونده ی سریع در بخش دوم (Recitativo) کنسرتو ویولن شماره دو ماکس بروخ است. از آنجا که غالب ادیت های چاپی در دسترس موجود از این جمله که برای انگشت گذاری آن ارائه گردیده، دارای روشی مشابه در شکل انگشت گذاری بوده و درعمل اجرای سولیست را دارای پرش و قطع های بزرگ صدایی و نیز دشواری در امر اجرا می سازد، در این مطلب به بررسی نحوه انگشت گذاری این جمله پرداخته خواهد شد.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (III)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (III)

طنین: عبارت است از بعد میان دو صوت مانند دو – ر یا بعد میان فا-سل در تدوین زیر ابعاد سابق الذکر نموده شده است (توجه کنید به عکس پایین صفحه و نوشته های زیر هر فاصله)
«لحظه های بی زمان» (III)

«لحظه های بی زمان» (III)

ما قبل از صحبت با آقای صهبایی یک قطعه از این کار را با ارکستر هنگام در شیراز ضبط کرده بودیم. تلاش داشتیم که کل کار را یک بار دیگر با ارکستری دیگر در تهران ضبط کنیم. اما با توجه به فشردگی برنامه های آنها، ضبط ما به تعویق می افتاد و من احساس کردم که فرصت کافی برای تمرکز بر این کار را ندارند. تصمیم گرفتیم که با استخدام نوازنده های مستقل کار را اجرا کنیم و از فردی واجد صلاحیت برای رهبری کار دعوت کنیم. بر اساس آشنایی و شناختی که از استاد صهبایی داشتم، از ایشان برای کار دعوت کردیم. آقای صهبایی هم بعد از چند روز مطالعه پارتیتور ها، قبول کردند که کار را اجرا کنند.