تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

طیف باندی ۳/۱ اکتاو:

نمودار ۲ نشان دهنده طیف های بدست آمده از نواختن یک قطعه با استفاده از هر سی ساز است.

تنها باندهایی که نواختنشان توسط ویولون خوشایند است (از ۲۰۰ هرتز تا ۱۰ کیلو هرتز) نشان داده شده اند.

همانطور که مشاهده می کنیم، پهنای فاکتور بلندی صدا در باندهای ۲۵۰ و ۳۱۵ هرتز تقریبا ۷ دسی بل و در باقی طیف حدودا ۱۰ دسی بل است.

منحنی ها همچنین نشان دهنده برخی از شباهت های جهانی هستند که نسبت دادن آنها به قطعه نواخته شده یا به سازها دشوار است.



نمودار ۲: طیف باندی ۳/۱ اکتاو گزیده یک دقیقه ای کنسرت D مینور سیبلیوس که با ۳۰ ویولون کریمونی نواخته شد.

نمودار ۳ طیف ۱۵ قطعه متفاوت که با یک ویولون استرادیواری و یک ویولون گوارنری نواخته شدند را نشان می دهد. در این نمودار، در فرکانس های پایین تر باند پهن تری (باندهای ۲۰۰ هرتز و ۲۵۰ هرتز) را مشاهد می کنیم. سطوح بالاتر این نمودار به قطعاتی تعلق دارند که به همراهی پیانو نواخته شده اند؛ همچنین شباهت هایی با منحنی های نمودار ۲ نیز میتوان یافت.

سیر نزولی در ۴ کیلو هرتز آغاز می شود، در ۵/۲ کیلو هرتز یک قله و در باند ۶/۱ کیلو هرتز فرورفتگی را مشاهده می کنیم، در حالیکه در ۱ کیلو هرتز و سرانجام در ۳۱۵ هرتز نیز دو قله وجود دارند.


نمودار ۳: طیف باندی ۳/۱ اکتاو ۱۵ قطعه که هر کدام با یک ویولون استرادیواری و یک ویولون گوارنری نواخته شدند.

طیف میانگین سطوح باند ۳/۱ اکتاو:
برای فهم بهتر نمودار ۴، نتایج بدست آمده از هر گروه ویولون را در نظر می گیریم. بدین ترتیب شباهت هایی که به آنها اشاره شد را بهتر در می یابیم. همچنین بین دو سری قطعه نواخته شده در ۵۰۰ هرتز نیز تفاوتی را مشاهده می کنیم، بدین ترتیب که سری تک قطعه ای فرورفتگی و سری ۱۵ قطعه ای قله ای را از خود به جا گذاشته اند.

انتظار می رود که باند ۵۰۰ هرتزی که سطوح ۳ دسی بلی خود را به ترتیب در ۴۴۰ و ۵۶۵ هرتزدارد، رزونانس (resonance ) C3 را که در حالت عادی در حدود ۵۵۰ هرتز یافت می شود را در بر بگیرد. این رزونانس برای سازهای با کیفیت [۱و۲] بالا می باشد اما اغلب یک فرورفتگی بین T1 (حدود ۴۳۰ تا ۴۸۰ هرتز) و C3 (حدودا ۵۲۰ تا ۵۶۰) نیز در محدوده ۵۰۰ هرتز قابل مشاهده است.

با نگاهی دقیق تر به پرده های (tone) نواخته شده در گزیده کنسرت ویولون سیبلیوس درمی یابیم که تنها چند پرده پایه ای یا هارمونیک در آن باند نواخته شده اند (۴A#، B4، C5 یا۵ C#). هارمونیک اول در سیگنال زهی با کاهش ۶ دسی بلی سطح قوت در مقایسه با پرده پایه ای همراه است. همچنین احتمالا پرده های موسیقایی، ضعیف نواخته شده اند. به همین دلیل است که در گزیده سیبلیوسِ نمودار ۴ در باند ۵۰۰ هرتزی ۳/۱ اکتاو فرورفتگی مشاهده می کنیم.

نمودارهای منحنی میانگین برای ویولون های استرادیواری و گوارنری به نظر مشابهند، در حالیکه تفاوت های سیستماتیکی بین آنها وجود دارد. احتمالا بلندگو در نواختن تک قطعه به ساز نزدیک تر است که باعث می شود سطوح ثبت شده این قطعات بالاتر باشد.

نمودار ۴: داده های میانگین دریافت شده از ویولون ها. خطوط باریک حاصل از ضبط یک قطعه یکسان و خطوط پهن مربوط به ۱۵ قطعه ای می باشند که با استفاده از ویولون های استرادیواری و گوارنری نواخته شده اند. خطوط مشکی امتداد نت ویولون های استرادیواری و خطوط خاکستری امتداد نت ویولون های گوارنری را نشان می دهند.
در هر حال، طبق نمودار ۴ به نظر می رسد که خطوط سیاه تمایل دارند در هر باند در همان سمت خطوط خاکستری قرار گیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
روش سوزوکی (قسمت دوم)

روش سوزوکی (قسمت دوم)

پدری پسرش را برای آموزش ویلن آن زمانها به نزد من آورد. در آن زمان نمی دانستم که چگونه باید چنین کودکی را آموزش داد و چه باید درس بدهم، من چندان تجربه تدریسی نداشتم. چگونه متد ویلونی میتوانست برای کودک چهارساله مناسب باشد؟ در این مورد از صبح تا به شب فکر می کردم.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«تمرکز بر دگرگونی» یکی دیگر از پیشنهادهاست. نقد ما توان تحلیلی اندکی برای تشخیص دگرگونی‌ها دارد همان‌طور که در جلسات پیش هم نشان داده شد نقدگران ما به سختی می‌توانند نشان دهند که دو چیز شبیه هم هستند به همین قرینه دگرگونی را نیز به سادگی نمی‌توانند مستدل کنند. «سبک‌شناسی» هم یکی از چشم‌اندازهاست که به مورد قبل مرتبط است. یعنی اگر توان تشخیص تحلیلی نقد ما افزایش یابد می‌توان چشم‌انتظار نوشتارهایی بود که صورت‌بندی سبک‌شناسانه می‌کنند، آن هم به شکلی آگاهانه. نقد معطوف به صورت‌بندی به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اطلاعات سبک‌شناختی به اجرای مجدد آثار و ارزیابی آنها بسیار یاری می‌رساند.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

آثار سالهای ۱۹۳۰ بارتوک بیش از دیگر آثارش به یاد مانده اند که اغلب به سفارش حامیان و طرفداران غیر مجاری او ساخته شده. در سال ۱۹۳۴ پنجمین کوارتت زهی خود را برای الیزابت اسپراگو کولیج آمریکایی (Elisabeth Sprague Coolidge) نوشت. در سال ۱۹۳۶ برای رهبر سوئیسی پائول ساشر (Paul Sacher) موسیقی برای سازهای زهی، کوبه ای و چلستا (Celesta) را ساخت، از جمله سونات برای دو پیانو و ساز کوبه ای در سال ۱۹۳۷ و آثاری متنوع در سال ۱۹۳۹… بنی گودمن (Benny Goodman) نوازنده کلارینت، به او سفارش قطعه ای برای کلارینت، ویولن و پیانو را در سال ۱۹۳۸ داد.
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.
بررسی الگوی عشقی (II)

بررسی الگوی عشقی (II)

برای نمونه، اندازه طول ۲۶۵ میلیمتر ذکر شده، در حالی که این مقدار پس از اندازه گیری ۲۶۱٫۱۰ میلیمتر است.
درباره‌ی پتریس وسکس (I)

درباره‌ی پتریس وسکس (I)

پتریس ‌وسکس در ۱۶ اپریل سال ۱۹۴۶ در شهر آیزپوت (Aizpute) کشور لتونی متولد ‌شد. او پسر یک تعمید‌دهنده‌ بود و تحصیلات اولیه‌ی خود را در یک مدرسه‌ی موسیقی محلی با نام جوزف ویتولز لتونی میوزیک (Jazeps Vitols Latvian Academy Of Music) گذاراند. همچنین از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به یادگیری کنترباس در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز (Emils Darzins Music School) شهر ریگا (پایتخت لتونی) پرداخت و از سال ۱۹۶۱ به عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک و ارکسترهای مجلسی‌ متعددی از جمله ارکستر فیلارمونیک لتونی، ارکستر فیلارمونیک لیتوانی و ارکستر رادیو لتونی فعالیت کرد.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که: