about violin design – طرح و مدل (II)

آنچه تا کنون مطرح شد در باب کیفیت و چگونگی ایجاد ساختار یک محصول بود. اما نکته جالب از آنجا آغاز می شود که بخواهیم این سلسله به هم پیوسته را در کنار یکدیگر سامان دهیم تا در نهایت به طرحی قابل استفاده برای خلق مدلی به جهت ساخت در قالب اولیه ویلن منجر شود. در توازی با این اصول لازم، تاریخ نیز ما را همراهی می کند تا که از تنوع اختراعات و اکتشافات علمی وهمچنین تغییراتی که در ساختمان آلات موسیقی رخ داده است مطلع باشیم.

این گزینه ها پرسشهایی را در ذهن به وجود می آورند و همچنین احتمالاتی را تخمین می زنند که با ابزار تجربه و علم و با استفاده از امکانات مختلف عملی در حیطه تمرین و تکرار امری امکان پذیر و بایسته می شود.



پرسش اینجاست که یک ساختار از چه اصول و ضوابطی بر خوردار است؟ مشخصا وسیله تولید شده برای چه نوع کیفیتی در مصرف ایجاد می گردد؟

خواسته ما از وسیله مورد نظر که همچنان در ذهن به سر می برد چیست؟ شدت و ضعف ابزار مربوطه در چه محدوده ای تعریف می گردد؟


ابعاد و مشخصات ساختمانی آن در تناسب با کیفیت اجرایی آن، چه وجه مشترکات و یا وجوه متفاوتی خواهند داشت؟
مواد لازم به جهت ساخت آن،باید از چه تنوعی کمی و کیفی برخوردار باشد؟ آیا ویژگیهای فیزیکی بدن انسان در ارتباط با نحوه کاربرد اعمال می گردد؟ و همچنین تداوم استفاده مستمر از وسیله مورد نظردر چه مقیاس و محدودهایی ازاستهلاک شخص و یا ابزار مربوطه تشریح می گردد؟


آیا نیروهای متمرکز بر ساختار که نتیجه کارکرد و استهلاک فیزیکی خود ساختار در زمان کارایست،چگونه باید تنظیم، محاسبه ودر نظرگرفته شود تا که مجموعه اجزا و ارکان تشکیل دهنده پیکره، دچار خستگی مکانیکی نشده و تداوم عملکرد آن طبیعی و یا افزایش یابد؟

و سوالات بسیار زیاد دیگر که پایه اصلی خلاقیت در تولید هر ساختاری را سبب می شود.


اگر به دقت بتوانیم سوالات را طبقه بندی کنیم، به سادگی متوجه خواهیم شد که آنچه ما مطالبه می کنیم در حیطه ارگونومی وتوانایی های روانی و فیزیکی انسان برای استفاده مستقیم، نزدیک و ملموس تعریف می گردد،وسیله ای برای استفاده و پایدار در برابر تغییرات مکانیکی و توام با آن تاثیر پذیر به جهت استفاده و کارایی در مبحث آکوستیک.

موضوع هماهنگی لازم بین این دو رکن اساسی، ایستایی و دوام – تحریک پذیری فعال و پویا.

در تعامل با موارد مهم،همچنین وسعت و محدوده لازم به لحاظ اقتضای نیاز سازنده و زمان، با توجه به توان استفاده از متریالهای متنوع و همچنین توجه لازم و بایسته به نمونه های موجود در تاریخ و سیر تحول آنها در دوره های مختلف، با در نظر گرفتن فرهنگها و رسوم و تاثیراتی که بر محصولات زمان خود داشتند.

معمولا برای ترسیم هر سازه ای از هندسه و قوانین هندسی استفاده می شود، حداقل در ظاهر عمل اینگونه است.

در اینجا نیز شاید تصور شود که هندسه و ریاضیات رل اصلی حل ماجرا را به عهده دارد.

ولی پیش از آن باید به این نکته مهم اشاره شود که قبل از ترسیم هر ساختاری، ما در دو وجه اصلی حضور داریم یا در زمانی هستیم که در ابتدای خلق اثر قرار گرفته ایم و یا در این لحظه از زمان.

یک دیدگاه

  • رها
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۱۵ ب.ظ

    با تشکر فراوان به دلیل مجموعه تلاش های ارزشمند جنابعالی برای ارتقای سطح دانش، به نظر من اینگونه کوشش ها در طی چند سال گذشته باعث شده تا سطح خواست عمومی خوانندگان از نوشته های تخصصی بالاتر رود. تنها موردی که به نظر من نیاز به تصحیح دارد بالاتر بردن سطح کیفی عکس های مقالات است برای مثال عکس اول این نوشته را من نتوانستم با بزرگتر کردن نیز به وضوح ببینم یا عکس مقاله http://www.harmonytalk.com/id/3439،امیدوارم شاهد تصحیح این عکس ها باشیم.با تشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی از نوازندگان سازهای کوبه ای است که با وجود جوانی توانسته در نقاط مختلف اروپا به ویژه همراه گروه ضربانگ در کنسرت های گوناگون شرکت کند. وی علاقه بسیاری به تدریس و آموزش دارد و در پرتو فعالیتهای او شمار قابل توجهی از نوجوانان ایرانی در اروپا و حتی نوازندگان خارجی سازهای کوبه یی با سازها و ریتمهای ایرانی آشنا شده اند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

نقدی که پیش رو دارید نوشته ای از مهشید فراهانی است درباره گفتگوی رابعه زند (نوازنده قانون) با روزنامه اعتماد با عنوان “طرحی نو در اندازیم”؛ ژورنال گفتگوی هارمونیک آمادگی خود را برای ارائه پاسخ به نقد های منتشر شده در این باره اعلام می کند.
“کلین با شور می نوازد”

“کلین با شور می نوازد”

“ناتالی کلین نوازنده ای با جذابیتی فوق العاده است که ذهن تماشاگران را با خود می برد، زمانی که اجرایش به پایان می رسد گویی شوکی به شما وارد می شود و خود را بار دیگر به دنیای واقعی بازگردانده می بینید.”
روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

تلاش به فکر به اینکه انسان بی استعداد است و اینکه باعث تسلیم اش میشود نشانه ترسو بودن، بزدلی و تنبلی اش می باشد. آموزش و پرورش اندک باعث توانمندی و بازدهی اندک می‌شود اگرچه که پذیرش آن دشوار است، انسان باید تمام تلاش و کوشش خود را برای بدست آوردن و به حداکثر رساندن توانایی و رشد به کار گیرد. این را باید خوانندگان من به خاطر بسپارند. اما تلاش و زحمت درست و واقعی چیست؟ در این باره، من بعدا” خواهم گفت.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.
اجرای کنسرتو پیانوی بهزاد رنجبران

اجرای کنسرتو پیانوی بهزاد رنجبران

کنسرتو پیانوی آقای بهزاد رنجبران از ۵ تا ۸ ژوئن ۲۰۰۸ به روی صحنه رفت. این کنسرت قسمتی از سری کنسرت های کلاسیک دلتا بود. موسیقی رنجبران به دلیل ملودی های ابتکاری و اوج گیرنده اش قابل ستایش است. این کنسرتو پیانو الهامیست از یکی از آثار پیانیست فرانسوی آقای تیبادت که نقش تکنواز در این کنسرت جهانی را هم به عهده داشت.
درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

آنچنان که می‌توان به روشنی دید شرط لازم در زمره‌ی بدیهیات است اما این دو شرط کافی خود سربسته امکان‌های نقداند؛ زیرا بحث از «چیزی» بودن یا نبودن خود مجادله‌ای به غایت انتقادی و متعلق نقد است. به دشواری می‌توان کنشی را زیاده‌تر از بحث در حد و مرز یک مقوله‌ی انتقادی یافت؛ کنشی زیاده انتقادی که به پدیداری شاکله‌ی قلمرو از درون مه‌آلود تعین‌نیافتگی می‌انجامد. و چنان که خواهیم دید از خلال همین کنش، ورای برآوردن خود قلمرو، ورودگاه‌های ابتدایی به نقدِ پیوندهای درونی یک نماهنگ ورز می‌آید.
لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (II)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (II)

در بسیاری از موارد نیز اگر احتمالا اجراها و آثار برخی از این گروه ها دارای ارزشی هنری است، این ارزش هنری نه به خودِ موسیقی که به سایر عوامل شکل دهنده ی اجرا بازمی گردد(۱)؛ ارزش موسیقایی بسیاری از این آثار نیز تنها در برخی فضاسازی های خاص آنان خلاصه می گردد، برخلاف گونه هایی از موسیقی که با نام موسیقی هنری می شناسیمشان.