تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (III)

از حدود ۱۷۳۱ گوارنری دل جزو کارگاه خود را راه اندازی کرد و ویولون هایش را با نام خودش برچسب زد. در این زمان بود که گوارنری دل جزو مدل زیبا و قابل تشخیص خودش که آلتر ناتیوی اصیل و قابل مقایسه با مدل های آنتونیو استرادیواری است را تکمیل کرد. ویولون های ساخته شده در این بازه بسیار زیبا هستند.

در اواخر دهه ۳۰ قرن هجده، ویولون ها زمخت تر شده و ریزه کاری هایشان کمی ناظریف تر است. گوارنری در دهه ۴۰، آخرین دوره کاریش، راهی را که آغاز کرده بود را تا نهایت پیشرفت. او در آخرین سال های زندگیش سازهایی ساخت که از لحاظ اصالت و اجرا، چه از نظر صدا و چه از نظر ظاهری، هیچ رقیبی ندارند.

در واقع کمتر از ۲۵ ویولون از مرحله آغازی کار گوارنری دل جزو موجود هستند. از سال ۱۷۳۱ تا پایان زندگی او در سال ۱۷۴۴ تقریبا ۱۱۰ ساز به جا مانده اند که روی هم رفته ۱۳۵ ساز از او در دست است (که همگی ویولون هستند به جز یکی که ویولونسل است). درحالیکه ۶۵۰ ساز از سازهای استرادیواری باقی مانده اند که تقریبا همگی ویولون هستند، اما در بین آنها ۵۰ ویولنسل، دوازده ویولا، سه گیتار و چند نوع ساز دیگر دیده می شود. استرادیواری تقریبا دو برابر گوارنری دل جزو عمر کرد.

در واقع تمام کسانی که بین ۱۵۵۰ و ۱۷۵۰ در مدرسه کرمونا به آموختن ساختن ساز پرداختند، سازهایی با ویژگی های فوق العاده ای ساختند. در این مدرسه سیستم طراحی، ساخت و ورنی زدنی به کار گرفته می شد که از یک نسل به نسل دیگر منتقل شده بود که نه تنها اساسا از روش های به کار گرفته شده در مؤسسه ها و مدارس دیگر بهتر بود بلکه ضامن موفقیت سازهای ساخته شده نیز بود. بسیاری از کارشناسان معتقدند که ورنی تأثیر زیادی بر صدای یک ساز دارد.

فرمول ورنی که در این دوره مهم ویولون سازی در کرمونا استفاده می شد، در اواسط قرن هجدهم از بین رفت و برخلاف ادعاهایی مبنی بر دستیابی به آن، این فرمول هیچگاه به طور کامل و به شکل کرمونایی آن به دست نیامد.

هرچند استرادیواری و گوارنری دل جزو تنها ویولون سازان عصر خود نبودند که به این فرمول دسترسی داشتند، اما این دو نفر بودند که با توانایی و مدل برتر خود توانستند از حد هم عصرانشان فراتر رفته و بازدهی، حجم و کیفیت صدایی را با سازهایشان تولید کنند که اجراهای موسیقایی چندین دهه بعد را نیز تأمین کنند. قطعا استرادیواری و گوارنری دل جزو حاصل سنتی دیرین بودند اما در عین حال هر کدام نیز نبوغ خاص خود را داشتند که باعث می شد ویولون هایش را به آثار هنری و شاهکارهایی تبدیل شوند که جزء لاینفک بهترین اجراهای موسیقایی غربی شمرده شوند.

stradivarisociety.com

5 دیدگاه

  • Nikray
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۹ در ۶:۲۲ ب.ظ

    جالبه….الان تعدادی از شیمیدان ها دارند در این مورد با سازندگان ویولن همکاری می کنند. یکی از آنها “ناجی واری” آلمانیه که می گه فرمول رو کشف کرده. از سازندگان چینی سازهایی با قیمت ۴-۵ هزار دلار خریداری می کنه و ۲۰ هزارتایی گرونتر می فروشه.
    http://www.nagyvaryviolins.com

    در ضمن اگر تنها یک ویولنسل از دل جزو موجود باشه سازی هست که در حال حاضر “ناتالیا گوتمن” با اون می نوازه. سازی خوش صداست از نزدیک اما در سالن کنسرت بر عکس ویولن ها و ویولاهایی که از دل جزو دیدم چندان صدای پر قدرت و بلندی نداره. نکته ای که برای مثال در سازهای ساخت “دومنیکو مونتانانا” دیدم. (در حال حاضر میشا مایسکی، ترولس مورک و هاینریش شیف با ویولنسل های ساخت مونتانا می نوازند).

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۷:۵۳ ب.ظ

    جناب ضیایی، ایا به راستی فرمول ورنی که در این دوره مهم ویولون سازی در کرمونا استفاده می شد، در اواسط قرن هجدهم از بین رفت و برخلاف ادعاهایی مبنی بر دستیابی به آن، این فرمول هیچگاه به طور کامل و به شکل کرمونایی آن به دست نیامد؟ آیا علم این مورد رو تایید می کند؟

  • ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۹۱ در ۳:۰۱ ب.ظ

    باید از نگارنده این متن پرسید.اما اگر نظر من را می خواهید احساس می کنم بدان آگاه هستید.

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    هرگاه در این نشریه و یا سایر نشریات مطلبی منتشر می گردد، کارشناسان نشریه سوالات مخاطبان را پاسخ می دهند و این روندی است که در کلیه نشریات حتی کاغذی به چشم می خورد. جالب این جاست که این عرف اولیه و پیش و پا افتاده در اینجا، با برخوردهای اینچنینی و غیر سازنده پاسخ داده می شود. بنده به چه دلیل عقلانی باید از نظر شما آگاه باشم و جایگاه شما به عنوان کارشناس چیست؟

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۴۹ ب.ظ

    آقای پارسا پاسخ شما در این لینک داده شده است:
    http://www.harmonytalk.com/id/4636#comment-18848

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

Jascha Iossif Robertovich Heifetz

Jascha Iossif Robertovich Heifetz

هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.
نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوشته ای که پیش رو دارید متن کامل سخنرانی سجاد پورقناد است در نشست پژوهشی”سازها و شیوه ها” ویژه ساز کمانچه که به همت خبرگزاری مهر برگزار شد؛ این سخنرانی به علت کمبود وقت نیمه تمام ماند.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما سازی زه صدا و از خانواده ی لوت های دسته بلند است، نزدیکترین هم خانواده های این ساز “قپوز” و “چگور” سازهای مورد استفاده ی عاشیق- اوزان های اقوام ترک است. در مقاله ی زیر با خانواده ی ساز “باغلاما” و تغییر و تحولات آن در قرن بیستم به طور مختصر آشنا خواهیم شد.
تصویر تنال (II)

تصویر تنال (II)

همانطور که گفته شد(در اینجا) موسیقی تجربی، موسیقی است که طی دوران زندگی فراگرفته می شود و درک آن برای کسی که روی این موسیقی شناختی ندارد، ممکن نیست. همین مسئله باعث می شود که کودکان به بعضی از انواع موسیقی علاقه نشان ندهند.
«به آهستگی» (II)

«به آهستگی» (II)

دومین قطعه ای که در قسمت نخست برنامه به اجرا درآمد، کنسرتو برای کمانچه و ارکستر اثر ارسلان کامکار بود که بر اساس تم هایی از اردشیر کامکار نوشته شده بود. تولد این قطعه به سال های ابتدایی دهه هفتاد باز می گردد و پیش از این نیز تاکنون اجراهای متعددی از آن با تکنوازی اردشیر کامکار و به رهبری رهبران مختلف به اجرا در آمده بود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

در فصل کنسرتهای سال ۱۰-۱۹۰۹ از راخمانینوف دعوت به عمل آمد تا برای نخستین بار به ایالات متحده امریکا قدم گذارد و در نقش پیانیست تکنواز و رهبر ارکستر مشتاقان را محظوظ سازد. در جریان این دعوت قرار بود راخمانینوف بیست کنسرت برگزار کند و ضمن آن کنسرتها در نقش رهبر ارکستر، با ارکستر سمفونیک شهرهای نیویورک و بوستون نیز برنامه هائی داشته باشد. راخمانینوف به این سفر نخستین خود به امریکا با شوق و امید فراوان می نگریست و به نظر می رسد که هیجان ناشی از چنین سفری در برانگیختن قدرت خلاقیت هنری او بس موثر افتاده بود. زیرا اندیشه های موسیقی بدیعی به وفور در ذهن او شکل می گرفت. نتیجه شکل گیری این اندیشه های بدیع موسیقی، سرانجام به صورت پیانو کنسرتوی شماره ۳ متجلی گشت که به نظر بسیاری از صاحب نظران عالم موسیقی، عالیترین اثر بزرگ و ارکسترال راخمانینوف شمرده می شود.
نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.
چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

اگر ساز شما پیانو باشد بدون شک همواره این سئوال برای شما مطرح بوده که چرا صدای برخی از پیانوهای حرفه ای ها زیبا تر از صدای ساز شما است. بخصوص اگر هزینه زیادی هم صرف خرید ساز کرده باشید این موضوع برای شما اهمیت بیشتری خواهد داشت.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.