ماجرای غم انگیز نقد لطفی

محمدرضا لطفی
محمدرضا لطفی
چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.

در این مطلب قصد نداریم به بررسی گفته های لطفی در مورد کمانچه و کمانچه نوازی بپردازیم و این بحث را به فرصتی دیگر موکول میکنیم؛ در واقع در این نوشته، اشکالات اساسی نقادی هنرمندان موسیقی که در حاشیه این مسئله نمایان شد مد نظر است.

باب این نقد توسط ابوالحسن مختاباد (روزنامه نگار) پس از مصاحبه مفصل با محمد رضا لطفی، در روزنامه “همشهری” باز شد و در خبرگزاری های دیگر مانند “مهر” ادامه پیدا کرد. در بیشتر این نقدها یک مشکل فرهنگی مشترک وجود داشت که آن، نبود جریان نقد حرفه ای در زمینه موسیقی بود، در جریان این نقدها روشن شد که با اینکه سالهاست از اولین نقدهای حرفه ای در “مجله موزیک” میگذرد، هنوز مسائل اولیه این فن برای اهل موسیقی ناشناخته است.

شاید این اتفاق دلیلی نداشته باشد جز این واقعیت که هنرمندان موسیقی، اکثرا اهل مطالعه نیستند و به خاطر شهودی بودن هنر موسیقی، مانند هنرمندان دیگر رشته های هنری مانند تئاتر و سینما، مطالعه خاصی (حتی در رشته تخصصی خود) ندارند و البته در کارشان هم مشکل چندانی ندارند. در مورد چرایی این موضوع مفصلا” در مطلب “موسیقی و ایدئولوژی” صحبت شده است.

هنوز در میان سطوری که در زمینه نقد، در ایران نوشته میشود رد پای پدر سالاری و پیش کسوت سالاری و دیگر سنتهای پوسیده دیده میشود! در همین نقدهایی که در مورد لطفی (چه در تایید نظراتش چه در رد آن) نوشته شد به چنین گفته هایی برخورد میکنیم ” شما بهتر است در مورد تار و سه تار اظهار نظر بفرمایید نه در مورد کمانچه” ، “لطفی استاد بسیاری از کمانچه نوازان بوده و نقد او جایز نیست” ، “شما بهتر است ساز بزنید و حرف نزنید” و …! (نقل به مضمون)

غیر از این گفته ها، هرگاه هم نقادی موضوع مورد بحث لطفی را مورد تجزیه تحلیل قرار می داد، عده ای می گفتند ” این منتقد که لطفی را مورد نقد قرار داده آیا خودش اثری برای ارائه دارد”! واقعا مایه تاسف است که هنوز سطح فکری بسیاری موسیقیدانان از نقد زیر حد ابتدایی است…

متاسفانه در این نقد ها، بیش از آنکه به اصل موضوع و نقد آن توجه شود، نقاد هدف قرار میگرفت و بحث به انحراف کشیده میشد. این شیوه بحث هیچ فایده ای برای کسی که مسئله واقعی را بررسی میکند ندارد. برای خواننده این نقد ها، هیچ اهمیتی ندارد که فلان نوازنده آیا شاگرد لطفی بوده یا استاد لطفی، بلکه اصل موضوع که نوع نوازندگی این ساز است، اهمیت دارد.

این نوع بحث به جز در نوشته های به اصطلاح تحلیلی موسیقی (در ایران)، گاه در رشته های دیگر هم پیش می آید که مخصوصا در روزنامه های هوچیگر و تخریبچی به وفور دیده میشود. در واقع به جای اینکه اصل موضوع مورد بررسی قرار گیرد، نویسنده هدف قرار میگیرد.

سالهاست همه ما این ضرب المثل عامیانه که” نگو کی میگه، ببین چی میگه” را شنیده ایم اما متاسفانه زمانیکه بحثهای هنری درمیگیرد میبینیم که هنوز چنین مفاهیم ساده ای نیز خوب درک نشده است

محمد رضا لطفی موسیقیدان بزرگ ایران است، تار نواز و سه تار نواز چیره دستی است و … ولی همه این القاب دلیل نقد نشدن او و هر کس دیگر نمیشود. هر انسانی هم حق اظهار نظر دارد خواه نقد او صحیح و خواه غلط باشد. لطفی اگر در مورد سازی که (از نگاهی) در آن تخصص ندارد، صحبت میکند، هیچ اشکالی بر او وارد نیست، اما اگر برای نمونه، ساز خودش یا کس دیگری را مثال بزند میتواند غلط یا حتی درست باشد.

عده زیادی از موسیقیدانان صاحب نام در مورد گفته های لطفی اظهار نظر کردند ولی اکثرا نتیجه خاصی که در مورد کمانچه نوازی باشد از گفته های آنها شنیده نمیشد. این نوع نقد نه تنها کمکی به پیشرفت بحث نمیکرد، بلکه به بحث های سطحی هم که باز موجب قهر و دلخوری بین موسیقیدانان میشد دامن میزد..

داشتن تخصص در هر زمینه ای میتواند به بالا رفتن درصد صحیح بودن آن نقد در آن مورد کمک کند ولی با این حال هر نقدی و گفته ای قابل خوانش و مورد احترام است چرا که زاویه دید جدیدی ر ارائه میکند.

49 دیدگاه

  • فريد
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    از زوایه ای خیلی خوبی نگریستی، اما بهتر است کمی درباره وضعیت نقدنویسی و پژوهش در موسیقی هم مطلب بنویسی.

  • farzad
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ق.ظ

    dar morede naghd nevisi salahiat nagahd va miozane eshrafe vey be moosighi bishtar mohem ast
    lotfi na eshrafe elmi be moosighi darad va az lahaze navazandegie kamanceh mitavanad saheb nazar bashad
    rojoo konid be pasokhe keyvan saket va sivashe beyzayee be goftehaye lotfi dar rooznameye hamshahri
    ta motevajeh shavid ostad lotfi!!!!!!!!!!!!!!
    dar daryayee az jahlo nadani ghote var ast
    in ostade nabegheye moosighie iran hanooz nemidanad zaman dar moosighi nesbi ast
    aya be nazare shoma vey salahiate nagahdi dar moosighi ra darad

  • amir
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۸ ق.ظ

    salam, az magalatun mamnun. bebakhshid ama engar aghaye rahnama dige ba shoma kar nemikonan? kheili heife, chera dige maghale neminevisan? ma montazerim

  • ramin bahraie
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۵ در ۲:۲۷ ب.ظ

    sajad manam bat movafegham.moteasefane hich naghdi dar keshvare ma be natije nemirese va faghat tasvie hesabhaye shakhsi anjam mishe. jaye base taasof……………….

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۵ در ۵:۰۰ ب.ظ

    ba ngd bozorkn ra koghk nkonym i

  • آزیتا اسلامی
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۵ در ۲:۱۱ ق.ظ

    کاش از آقای پیمان سلطانی که منتقد مهمی در حوزه موسیقی است میخواستید در این مورد اظهار نظر کنند یا آقای میر علی نقی و یا آقای تو رج زاهدی. به هر حال بهتر است کار را همیشه به اهل فن بسپارید.

  • صبا
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۱۷ ق.ظ

    خانوم آزیتا! کاش اول مطلب را می خوندید بعد نظر می گذاشتید چون این نوشته اصلا به نقد حرفای لطفی ربط نداشت به منتقدانش مربوط بود!!

  • ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۰ ق.ظ

    آها…پس اینجوریه؟

  • ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۵ ق.ظ

    پس چرا یک بار به بهمن رجبی اجازه داده نمی شود،در ارتباط با فرمایشات آقای لطفی در ارتباط با تنبک نظر دهد؟آیا این امکان هست؟

  • لطفي
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۶ ق.ظ

    آره دقیقا همین جوریه.
    دیگه سه تار هم نمی زنم

  • لیلا
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱:۱۵ ق.ظ

    به رجبی اجازه نمی دن در مورد تمبک حرف بزنه!!؟ مثل اینکه رجبی به کسی اجازه نمی ده د ر مورد تمبک حرف بزنن!

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۵ در ۴:۱۵ ق.ظ

    basalam be hame shoma har kasi vaghti nazari meedahad anham dar resanehaye omumi nazarash albateh ghabale naghd va bahs ast.man nevashte hichkasi ra bekhater nemiavaram ke ghabele naghd naboodebashe.hatman neveshteh ostad lotfi ghabele bahs va enteghad ast.in neveshteh dazemen havye nokate dorosti neez hast ke bayad be anhaham tavajoh kard(hamantor ke ededeegariaz doostan ham eshare kardeboodanddarhar soorat omidvaram ke bahse salem dar hameye arsehaye jamee ma byshtar tarh shavad.ba ehteram va eshgh
    kourosh taghavi

  • فرزاد و فرشته
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۶:۲۷ ب.ظ

    این آقایون موسیقیدان آموزشگاهها…ببخشید!تجارتخانه های خودشونو درخطردیدندباآمدن لطفی…به من بگویید شما که مییخواهیددهن لطفی بسته بشه تووی این سالها درزمینه آموزش موسیقی چه قدمی جز برای ارتزاق زن وبچه خوودتون برداشثید…؟اهل فن پیام لطفی را که حرکت بین سنت و نوآوری هست دریافتند.آقای کلهر دوستداشتنی… بارها مصاحبه لطفی رادرکنار نامه شما مقایسه کردم. نوشتت خیلی باساز زدنت فرق داشت … لطفی که کاریت نداره!!!

  • فرزاد
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۶:۴۳ ب.ظ

    راستی دوستان تصور کنید تصادفی کنسرتی (موسیقی ایرانی البته… )درتهران برگزار شد. تار صدای … سه تارصدای گیتار… نی صدای فلوت مجار… کمانچه صدای ویولون فالش!…سنتور صدای پیانو رابدهند… بهتر نیست پولمهاتونو بریدجاش پسته بخورید یا برید خونه کانال mezzo فرانسه رو نگاه کنیم… خوب شد لطفی صداش در اومد… بعضی ها دست به قلم شدند…فهمیدن هنوز زنده هستن… نفس می کشن…

  • masuod
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۵ در ۲:۳۶ ق.ظ

    salam khaste nabashin man khili didam nesbet be lotfi ba in harfhaye jahelane avaz shod albate dar morde akhlaghiyate ishan ghablan dostane honarmand nokati gofte bodand vali man bavaram nemishod be har hal moteasefam baraye lotfi va ahsant be aghaye kalhor ke nameye ishan bishtar janbeye biuografi az khodeshan ra dasht va aslan bi ehterami nesbat be lotfi nakardand va in neshaneye honarmand va shoor ast ke yek honarmand darad va digari khir be harhal hamin baraye lotfi bas ke chehreye vagheiye oo namayan va ahalye moseghi javabe oo ra besiyar khob dadand

  • ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۵ در ۲:۰۶ ق.ظ

    موسیقی بعد از انقلاب مدیون لطفیه اون وقت چهار تا بچه به خودشون اجازه می دن کار لطفی رو نقد کنن کسایی که برا معروف شدن دست به هر کاری میزنن
    اگه راست میگن بیان مثل لطفی تو نوار گریه بید تار بزنن یا مثل قافله سالار سه تار بزنن پنج نوع روایت ردیف حفظ کنن مثل لطفی داروگ ،کاروان شهید ، شبنورد و … آهنگشازی و تنظیم کنن ….

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۵ در ۹:۱۲ ق.ظ

    این آقا خالد هم از هموناییه که تو مقاله درموردشون گفته شده ها!! اینجور آدما اینقدر تعصب دارن که یکبار هم مطلبی را نمی خونن فقط اسم (…)شون که بالاش باشه شروع می کنن به مجیز گویی

  • ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    باید پرواز کرد تا لذت رهایی رابفهمهیم.
    دوستان یکبارازدید استاد به ساز و موسیقی بنگریم
    استاد نمی خواهد بگوید هنرمندان دیگرساززدن بلدنیستن یاسازبه دست……..بلکه میفرمایند فراموش کردند چه باید بزنند

  • ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۰ ب.ظ

    بایدنظراستادراباتوجه به عقیده ایشان در رابطه باموسیقی ملی درنظرگرفت
    ایشان درکتابسال شیداگفته اندکه-در حالت کلی-عالی ترین فرم موسیقی ما در تکنوازی است
    حال اگر این مطلب را درنظر بگیریم باید گفت که ما مدتهاست که تکنوازعالی درساز کمانچه نداریم.
    شاید حالت شیدایی که در سازاقای کلهریانوازندگان خالی از فهم عالی موسیقی شرقی به ویژه موسیقی ملی شماهارا گول زده.به عبارت دیگر این نوعنوازندگی در اغلب نوازنگان امروزی دیده می شود بیشتر نمایشی و جستجوگرانه ی دایره واری است

  • ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۵ در ۵:۳۴ ب.ظ

    دل استادرو با این حرفها ازار ندهید هر چند استاد کارش خوب بلده

  • alireza
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۵ در ۴:۳۹ ب.ظ

    harfeton matin vali aghay_e_ ke bad az inhameh sal tashrif avardand iran nabayad in ghadr zood dar mored in slhayi ke nabodand ghezavat mikardand

  • فرزان
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    برای کلهر متاسفم-کسی که احترام بزرگتر سرش نمی شه در وادی هنر چه می کنه؟

  • ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۵ در ۸:۰۵ ب.ظ

    Ostad Lotfi and his music are in the hearts of my friend Vahid and me. His music give us peace mind and satisfaction in this rush life of the West.
    Ostad Lotfi, God bless you

  • بابک
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۵ در ۸:۰۷ ب.ظ

    به نظر من هم آقای کلهر یه خورده زیاده روی کرده. چون استاد لطفی حرف تندی نزده فقط گفته که باید انگشت گزاری کمانچه به انگشتگزاری اصیل ایرانی تبدیل بشه نه به سمت ویالون خارجی ها.
    این حرف کاملا منطقی است و جبهه گرفتن نداره
    اگه داره مقاومت میکنه معلوم میشه که یه جای کارش میلنگه

  • سينا
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۴۰ ب.ظ

    تو رو خدا بس کنید! یکی بیاد به من بگه صدای کمانچه ایرانی چی جوریه؟ صدای اصیل سنتور چه جوریه؟ ها؟ فقط که نمیشه گفت صدای امروز کمانچه ها شبیه ویولنه. اول باید گفت صدای کمانچه ایرانی چه جوریه بعد نوازندگی امروز رو نقد کرد. البته در زمینه صدای سازها مقوله زمان خیلی مهمه. مثلا صدای سنتور حبیب سماعی و رضا ورزنده و فرامرز پایور را با هم مقایسه کنید. می بینید با این که همگی اساتید فن بوده و هستند اما هر کدام صدای خاصی از همان ساز ذوزنقه ای شکل در می آورند. تو رو خدا بس کنید! آقایان لطفی و کلهر و مختاباد و دیگران بس کنید!

  • سينا
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۴۵ ب.ظ

    راستی یادم رفت بگم. اگر آقای لطفی می خواهند موسیقی امروز ما رو مورد نقد قرار بدهند اول باید از سازی که سالهای سال رویش کار کرده اند شروع کنند. بعد سازهای دیگر. چون از قدیم گفته اند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ببخشید اگه زیادی نوشتم.

  • ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۹ ب.ظ

    به نظر من انسانی مثل لطفی مرد بزرگیست.ولی در مملکت ما همه چیز همینطوره تا هر وقت هر کسی توان دارد مردم ازش استفاده کنن به او استاد و آقا میگن وای به روزی که این جماعت لذت نبرن همه میگن چنین و چنان ولی نظر من این نیست .من میگم آقای لطفی یک اسطوره و یک وزنه در موسیقی ایرانی است و اگر من به جای ۳۰ هزار تومان ۱۳۰ هزار تومان هم پول میدادم راضی بودم.چون فرهنگی که لطفی رواج داد خیلی با ارزش تر از این حرفاست.

  • مجتبي
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۶ در ۴:۱۸ ب.ظ

    متاسفم برای دوستانی که به خودشون اجازه نقد اساتیدی چون استاد لطفی را میدهند با این کار نه چیزی به آنها اضافه میشود ونه چیزی از استادانی همچون استاد لطفی.

  • رهگذر
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۲۲ ق.ظ

    مارا چه میشود؟ نکند داستان کت وشلوار خروشچف دارد اینجا تکرار میشود؟ شما را چه میشود؟ مگر در این کشور، در بین این خلق کمبود انسان بزرگ هست که اینگونه کمند تحسین و تمجید به گردن استاد لطفی انداخته ایدو خود با نعلین حقارت در پی ایشان؟
    بابا به خدا کار این بنده خدا رو هم دشوار میکنید! اجازه بدین استاد تار و ستارشو بزنه، ردیف درس بده ، گوشه های موسیقی ایرانی رو آموزش بده که در این مورد واقعا استاده! اینقدر پشت سر مردم راه نیافتید و تعظیم کنان از کاه کوه نسازید(گاهی هم از تپه کوه میسازید).برای من هم وقتی از سویس برگشتم سخت بود که کسانی رو که دکتر دکتر گویان پشت سرم راه میافتادن، وادار کنم که منو اسمم خطاب کنن!اما نتیجه داد.
    توی این بلبشو کسی از خودش پرسید چرا استاد لطفی فقط از دیگران ایراد میگیره و همه رو میکوبه؟ چرا توی محافل خصوصی بهترین استادان نوازنده ایرانی رو مطرب، قرطی و نالایق قلمداد میکنه؟ اگه شما هم توی هنر سرای ایشان در زوریخ نام “کیوان شلوغ” رو از زبان ایشان در تعریف یکی از نوازندگان خوب و کوشا، که با کارهاش تلاش در شناساندن موسیقی ایرانی به جهانیان را دارد ، میشنیدید، عرق سرد بر مهره تان مینشست که:
    این است بزرگوار استاد؟ استادی شاید بجای خویش، اخلاق پس کو؟انسانیت پس چی میشه؟
    هنگامی که در حین تدریس، استاد با تلفنی حرف زدن خصوصی ، بیست دقیقه از وقت هنرجویان را (سال دو هزار ایشان برای ۴۵ دقیقه تدریس ۸۰ فرانک سویس طلب میفرمودند) را هدر میدادند، بدون پوزش! و در پاسخ یک خانم هنر جو که از بازل راه کوبیده به سرای ایشان امده بود ، فرمودند:
    اگر خوشایندتان نیست تشریف نیارید!من که درس اخلاق گرفتم و ترجیح دادم که از آن پس در آلمان و نزد یک انسان و نه حکما استاد، نواختن ساز را فراگیرم. نکنید…..بزرگ نکنید آنانکه کوچکند، باد نکنید …..میترکند و شمایید که بی استاد میمانید.

  • رهگذر
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ق.ظ

    اندر حکایت نادیده گرفتن واقیت ها

    براستی روزگار قریبی است نازنین ! شنیده بودیم که درخت هرچه بارش بیش سرش فرو تر و….. چونین و چونان!
    خبر آمد که استاد میاید، آمد و غوغا شد که موسیقی ایران نجات یافت و دانش پژویان شاد که…فرا خواهیم گرفت و فیض خواهیم برد و زیر سایه استاد گام در راه پویایی نهاد خواهیم و………(جای شادروان شاملو خالی !)….
    و اما…..استاد تشریف آوردند و گردو خاک آغاز شد که …من آنم که تکتاز میدان و نیست کسی که به از من بنوازد ، بداند و بخواند و… همه را شاگرد خویش خواند و عجبا …نالایق و ناتوان!!!!؟؟؟؟؟
    گلایه که چرا دوستان!!!! بسراغ من نیامده اند و دریغ از یک تلفن ! رسانه ها با هیجان و گاه پاچه لیسان از وی شبحی بزرگ در هاله ای سفید(مو،لباس) ساختند و استاد استاد در پی ایشان….
    دیوارهای دودزده تهران به پوستر های تبلیغ کنسرت حضرتشان آرایش شد و دل مشتاقان و دلدادگان و عاشقان موسیقی و هنر ایرانی تپش کنان در انتظار روز موعود!
    کجا؟ نیاوران،استاد چهار ساز مینوازد و میخواند ..چقدر؟ بیست هزار تومان؟ باشه میریم هم فاله و هم تماشا….
    فال که چه عرض شود شمایل فالگیران بودو ظاهر درویشان…..سپید مویی که شعر حافظ را اشتباه خواند و نوازنده ای که نت را عوضی نواخت وزخمه را رها کرد … ای بابا دردیست گران نشسته بر دل گریان.
    شاید از فردا حضرتشان تنها بنشینند و بیاندیشند که: بهتر است من اصول موسیقی را آموزش دهم و بگذارم شجریان و ناظری ها بخوانند ، علیزاده و متبسم تار بنوازندو استاد کیهان کلهر با کمانچه اش روح را به پیوند ابر ها ببرد.
    به قول خود استاد یا علی !

  • رهگذر
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۲۸ ق.ظ

    فرزان جان
    اینقدر پوسیده فکر نکن! احترام بزرگتر چه ربطی به این قظیه داره؟
    اگه احمدی نژاد چون از تو بزرگتره هرچی بگه درسته؟ این جمله های پوچ و پوسیده چیه؟
    لطفی به دروغ میگه کلهر شاگرد من بوده …..نباید جوابشو داد؟؟؟؟
    امروز از دست لطفی توی کنسرتش زخمه تار میافته، فردا که آلزهایمر گرفت و هرچی دلش خواست گفت بازم تو احترامشو بگیر اما من و ما نه!!!!

  • فرشاد شيري
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۸ ب.ظ

    هرشخص اول باید سطح خود را در نظر گرفته بعد راجع به یک موضوع اظهار نظر نماید ان هم موضوعاتی از این دست . برای معروف شدن راههای بهتری نیز وجود دارد.استاد لطفی یکی از مفاخر ملی ما میباشند که افتخارهم عصر بودن با ایشان نصیب همه دوستاران هنرشده است.

  • نوید غیاث
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۷ در ۱:۱۱ ب.ظ

    جناب آقای استاد محمد رضا لطفی
    بنده به نوبه خودم از تمامی زحمات شما تقدیر و تشکر را دارم
    اگر حرفهای زیادی در مورد شما میزنند باور کنید تمامی حرفهای انها همه از روی حسودی است
    تا زمانی که شما پدر موسیقی ایران هستید همه طالب اثرات و حامی دستورات شما هستیم
    با شایسته ترین احترامات سنتی
    نوید غیاث

  • huykh
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ در ۷:۲۰ ب.ظ

    amsal to ye edeh gharb zadeh hastan k fekr mikonan har honariro mitonann be naghdo safsateh bzaran
    behtare danesh musicito beshtar koni ya peshnehad mikonam marateb naghd kardan ro beyamozi
    har nokteh jayi har ….

  • شهارخ
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷ در ۷:۱۱ ب.ظ

    خسته نباشید میگم به پدر موسیقی ایران استاد لطفی وبرای ایشان ارزوی سلامتیدارم
    ارادت مند شما شاهرخ

  • مجید
    ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ ق.ظ

    با سلام
    اونهایی که معتقدند که لطفی نباید نقد شود کاملا در اشتباهند
    چون لطفی هم مثل همه انسانها اشتباه میکنه اونجایی که تمامی کمانچه نوازها را زیر سئوال برد در واقع تکبر و غرور خودشو به همه ثابت کرد

  • مجيد
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۱ ق.ظ

    متاسفانه بعد از انقلاب موسیقی ما به بیراهه رفت و امسال آقای لطفی بهجای ایراد گرفتن از کارهای دیگران می توانستند مانند سایر اساتید وافعاٌ بزرگ به توقعات جامعه جواب میدانند آقایان ریا بس است !!!!!
    کجا هستند عبادی ها کسایی ها و شهناز ها …..
    وای به حال ما

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام فقط میدونم که لطفی برای موسیقی ما خیلی زحمت کشیده و خیلی باحاش حال میکنم

  • pierdion
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۷ در ۶:۰۸ ب.ظ

    motasefam aghayoun va khanum ha aghaye lotfi na pedare musighie iran hastand na khedmate bozorgi kardand dar moghayese ba ali tajvidi , yahaghi ya golpayegani,… /dar tar ham hich kas manande ostad shahnaz khedmat nakard/albate aghaye lotfi ostad hastand amma che tahavle jalebi dar musighie irani avordand?! az zamane shah bayad behtar mishod ke badtar shod va hame midunan musighi sazande va neshan dahandeye farhange mamlekate khob farhange mamlekat va sathe manaviate mardom ba in musighi be hich ja naresid va ey kash asatide ghadime irani hanuz budand ke besiar khedmat kardand, na maskhare bazi

  • من
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    زنده باد لطفی

  • MAH
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۹ در ۶:۲۸ ق.ظ

    واقعا متاسفم برای کسانی که تا یک هنرمند سر بلند میکنه کمر همت به خورد شدنش مبندند.زشته, چرا خودتان زسم و آیین انسان بودن را فرا نمی گیرید!

  • کمال طلائي
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۳ ق.ظ

    شایداکثرعزیزانی که اینجانظرمیدن استادسیدخلیل عالی نژادروبشناسن.ایشان درآخرپایان نامه خودش(تنبور)نوشته:سعی کنیم درموسیقی ازحسدبه دورباشیم.کاش قدری به این جمله فکرکنیم.من یک سوال ازاساتیدموسیقی دارم.ازلطفی وکلهروعلیزاده وبهمن رجبی و…..همه ما چراتلاش میکنیم که خوب سازبزنیم؟برای اینکه مشهوربشیم؟دیدگاه من هیچوقت نسبت به اساتیدبزرگیهمچون استادلطفی واستادکلهر عوض نمیشه.کسی مثل کلهرکه موسیقی ایران مدیون زحمات اوست شایسته این خرده گیری استادلطفی رونداشت.استادلطفی بایدیه کم به خودشون بیان

  • کمال طلائي
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

    این شعرهمیشه توذهنمون باشه
    نه به سازتوست نه به آوازمن
    به هوش باش مغنی این صدای خداست

  • سيامک بنايي
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۹ در ۹:۴۶ ق.ظ

    سلام به همه.بچه ها همتون به متنی که کمال نوشته دقت کنین خیلی قشنگه.واقعاحرف دل بیشترپایه گذارای موسیقی مملکت رو نوشته.مرسی کمال.

  • کمال طلائی
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۹ در ۳:۱۰ ب.ظ

    سلام خدمت استاد بنایی.آقای بنایی شما درحق بنده لطف دارین من فقط به عنوان کسی که دوستدار موسیقی هستم همیشه شکرگذار نظرات ارزشمند اساتیدی هموچون شما بوده وهستم.

  • مصطفی قاسم پور
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۹ در ۳:۲۱ ب.ظ

    فقط به عنوان یاد آوری ازتون خواهش میکنم به درون مایه موسیقی ایرانی توجه داشته باشید واین که حاشیه ها و جزئیات باعث فراموش کردن اصل و پایه نشود.استاد لطفی کارهای ارزنده ای برای موسیقی ایران انجام داده ویکباره نباید تمام زحماتش را نادیده گرفت،

  • نوید غیاث ، شیدا
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۱ در ۸:۴۵ ب.ظ

    درود بر پدر موسیقی ایران زمین ، حضرت استاد محمد رضا لطفی احساست را درک میکنم و و قدرت عرف نوازییت را همچون خدای موسیقی ستایش میکنم؛ هزاران سپاس بی کران نثارت میکنم، زنده باد پیر موسیقی ایران زمین

  • علیرضا
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۹۴ در ۱:۲۹ ب.ظ

    استاد لطفی مرد بزرگ همه نوازندگان موسیقی هست و تا ابد خواهد بود که علا وه بر نوازندگی در زندگی هم انسان بزرگی بود

  • محسن
    ارسال شده در دی ۲, ۱۳۹۵ در ۱:۰۶ ق.ظ

    من لطفی را شاملوی موسیقی و شاملو را لطفی شعر می بینم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
موسیقی و معنا (VI)

موسیقی و معنا (VI)

هر یک از انواع هنر، منجر به ظهور نظریه‌ زیبایی‌شناختی شد که برای آن گونه‌ی بخصوص از هنر، بیشترین کاربرد را داشت؛ اینگونه بود که نظریه‌های بازنمودی در هنرهای تجسمی، نظریه‌های مبتنی بر بیان در موسیقی، و نظریه‌های تأویلی در ادبیات مطرح شدند. طبیعی‌ست که میان این نظریه‌ها، هم‌پوشانی‌ و تداخل‌ وجود داشته‌باشد چراکه همه‌ی آنها درون مجموعه‌ی وسیع‌تری به نام هنر‌ جای می‌گیرند. اما رویکردهای امروزی، یا با طرح این ادعا که خاستگاه تجربه‌ی زیباشناختی امور بیرونی و عینی هستند، ذهن‌گراییِ واقع در بنیان تفکر دوره‌ی روشنگری را رد می‌کنند و یا با تلاش برای مشخص کردن شرایطی که ذات تجربه‌ی زیباشناختی را تعیین می‌کنند، به یک ذهن‌گرایی مخصوص به خود می‌رسند. اساس زیبایی‌شناسی بر این نظر استوار است که مجموعه‌ای از پدیده‌ها وجود دارند که تنها می‌توان آنها را «هنر» نامید؛ به همین سبب تلاش‌ شده است تا تبیین شود که هنر، برای هنر بودن باید چه کیفیت‌هایی داشته باشد و همچنین تلاش شده‌است تا ریشه‌های هنر را در بافت اجتماعی، تاریخی و نهادی‌ آن جستجو کنند (نک.Wollheim 1980 ).
تاثیر لیست بر موسیقی

تاثیر لیست بر موسیقی

در باره موسیقی لیست بحث و جدل فراوان است. برخی آن را سطحی و گزافه گو می دانند و برخی از شیوایی برون گرایانه رمانتیک آن لذت می برند، اما کمتر کسی نو آوری، تاثیر گذاری و اهمیت لیست را به عنوان یک پدیدآورنده پویم سنفنیک (Symphonic Poem) نفی می کنند.
گاه های گمشده (I)

گاه های گمشده (I)

با تاسیس مدرسه موزیک نظام و آشنایی موسیقیدانان ایرانی با تئوری مدون موسیقی غربی، تلاشی برای تدوین نظام و قوانین حاکم بر دستگاه ها و آوازهای موسیقی ایرانی آغاز شد. شاید بتوان کتاب «مجمع الادوار» نوشته مهدیقلی هدایت (منتشره در تاریخ ۱۲۷۸ هجری شمسی) را به عنوان اولین اثر مکتوب معاصر در بررسی نظری موسیقی دانست. بعد از این کتاب، مهم ترین کتب موسیقی نظری ایران، در دهه ۱۳۱۰ هجری شمسی و به قلم دو تن از موسیقیدانان برجسته کشور، یعنی علینقی وزیری و روح الله خالقی نوشته شد. این بررسی ها به طور مستمر توسط موسیقیدانان مختلف تا امروز ادامه داشته است.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
موسیقی و نابینایان (II)

موسیقی و نابینایان (II)

یکی از دغدغه های من ارزیابی جایگاهی ست که هر فرد می تواند در مقابل موسیقی اتخاذ کند. بر این اساس نابینایی یکی از آن وضعیت هایی است که در نظر من میتواند تقسیم بندی و رتبه بندی دیگری از هنر ارائه دهد.
درباره مشکل کوک

درباره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما” شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما” این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.
خانم ها، ساکت لطفا! (II)

خانم ها، ساکت لطفا! (II)

شاید به علت جوان بودن هنرمندان، ترس از آن بود که نتوانند به خوبی از پس اضطراب صحنه برآمده و قطعه ای را جداگانه بنوازند. البته این علت چندان هم به جا نیست، چون جوان ترین نوازنده این گروه یعنی مرجان راوندی (نوازنده عود- متولد ۱۳۶۸) هم سابقه اجرایی بسیاری دارد و حتی در دانشگاه علمی-کاربردی تدریس می کند
نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.