نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۳) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۴)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.

بر خلاف نظر منتقد، کمتر بودن نام آهنگسازان در موسیقی ایرانی به خاطر نگرش فلسفی آنها نیست، بلکه به خاطر عدم وجود سیستم ثبت و ضبط موسیقی در دوران گذشته است. بخش هایی که به وسیله نت نویسی یا حتی روش سینه به سینه ثبت شده،‌ در بسیاری از موارد دارای نام خالق آن است (۵)، از طرفی نبود نام تصنیف سازان دوره قاجار در کنار تصانیف آنها به دلیل جایگاه پست تصنیف سازی در موسیقی آن دوره بوده است. (۶)

منتقد در ادامه می نویسد: «کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» استاد دهلوی ضمن اینکه تجربه‌ی شخصی باارزش است، اما در واقع ادامه‌ی راه تحول موسیقی ایران است که از اواخر دوره‌ی قاجاریه آغاز گردیده است و راه خود را بدون نگاه به ارزش و اصول هنر و ادبیات و موسیقی ایران ادامه داده است»؛ در پاسخ این منتقد گرامی باید گفت، ارزش و اصول هنر و ادبیات ایران، چه بوده است که در دوره های بعد نگاهی به آن نشده است، ضمنا باید مشخص شود که ارزش و اصول هنری مورد نظر در واقع مربوط به چه دوره زمانی است؟ قاجار؟ پیش از قاجار؟

در ادامه منتقد با عنوان کردن منظور خود از جوهر موسیقی ایران کمی به فهم مخاطب از منظور خود کمک می کند:«استاد دهلوی هم به مانند اکثر آهنگسازان دوران معاصر بدون در نظر گرفتن جوهر موسیقی ایرانی (بداهه‌سرایی) اقدام به تصنیف موسیقی ایرانی برای ارکستر کرده‌اند که این مشکلاتی را از جمله تلفیق شعر و موسیقی در قطعات آوازی ایجاد کرده است.» در پاسخ به این منتقد گرامی باید گفت اولا چرا باید بداهه نوازی را «جوهر» موسیقی ایرانی دانست؟ آیا بداهه نوازی از فواصل و ریتم های ایرانی موضوعیت مهم تری در موسیقی ایرانی دارد؟ دوما مباحث کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی»، بیشتر بر اساس پیوند شعر و موسیقی و مسائل مربوط به آکسان های کلام (البته به صورت تاکید فرکانسی و نه شدت صوت) و نوع تقطیع کلمات تاکید دارد و این مباحث هم طبعا مربوط به موسیقی آوازی است نه ارکسترال! موسیقی آوازی هم می تواند ارکسترال باشد هم غیر ارکسترال ولی موارد یاد شده در هر دو آنها کاربرد دارد.

پی نوشت
۳- نگاه کنید به مقالات: «یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازیدر موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)»، مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (I) ، لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (I)
۴- محمدرضا لطفی به عنوان یک مدافع مهم بداهه نوازی در موسیقی ایرانی، اعتقاد داشت: جدید بودن جملات در بداهه نوازی نادر است و بیشتر جملات اینگونه اجراها، ترکیب جملات قدماست که در ذهن ما دسته بندی شده و ارائه می شود. (برداشت از یک مصاحبه صوتی به زبان انگلیسی و پاسخ گویی به زبان فارسی)
۵- نمونه های بسیاری از نامهایی که در ردیف وجود دارد، شاهد اراده ای برای به خاطر سپاری خالقان این آثار است.
۶- مراجعه کنید به فصل دوم کتاب «پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران» در باب تصنیف پیش از دوره مشروطه.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

ویلیامز، برای ۳۰۷ فیلم موسیقی متن تصنیف کرده و در موسیقی ۴۸ فیلم به نحوی، از رهبری ارکستر تا تنظیم، دخالت داشته، و بی‌تردید نیمی از این فیلمها از شاهکارهای جاویدان سینما به شمارند. رکورد دست نیافتنی او شامل ۴۱ بار نامزدی اسکار است، که پنج بار موفق به دریافت آن شده، دو جایزه امی، سه کره طلایی، ۱۸ گرمی، و دهها جایزه ریز و درشت دیگر.
درویش خان در گذار تمدن (I)

درویش خان در گذار تمدن (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.
مرگ باخ

مرگ باخ

باخ در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد و در سن ۶۴ سالگی به دلیل آنکه قدرت بینایی اش بتدریج رو به کاهش می گذاشت تصمیم گرفت که چشمان خود را جراحی کند. پزشکی بنام John Taylor مسئولیت جراحی چشمان او را بعهده گرفت. او که در اصل چشم پزشکی اهل انگلیس بود در طول مدت فعالیت پزشکی خود چشم دو تن دیگر از بزرگان عصر خود یعنی هندل موسیقیدان و ادوارد گیبون مورخ را نیز جراحی کرد.
Reggae

Reggae

Reggae سبک خاصی از موسیقی منحصر به کشور جامائیکا است که در سایر نقاط آمریکای لاتین و شمالی طرفداران زیادی دارد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.
آنتون وبرن و تکنیک موسیقی دوازده تنی

آنتون وبرن و تکنیک موسیقی دوازده تنی

آنتون وبرن Anton Webern ، آهنگساز و رهبر ارکستر اتریشی تبار در سوم دسامبر سال ۱۸۸۳ متولد و در پانزدهم سپتامبر ۱۹۴۵ دار فانی را وداع گفت. او از اعضای Second Viennese School بود و به عنوان مهم ترین دنباله روی آرنولد شوئنبرگ Arnold Schoenberg ، از نوابغ دنیای موسیقی و آهنگساز مشهور قرن بیستم خالق تکنیک twelve-tone بود، به علاوه نوآوری هایش در ارتباط با مفاهیم موسیقیایی سبکی از موسیقی را تشکیل داد که بعدها “سریالیسم serialism” نام گرفت.
موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

در سال ۱۹۵۵، پیشروترین دوستداران موسیقی جز در سوفیا تاون، کلوپ جز مدرنِ سوفیا تاون را پایه ریزی نمودند که آهنگ های نوآوران باپ مانند چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) را تبلیغ می کردند. کلوپ جز از اجتماعاتی مانند “Jazz at the Odin” که در سینمایی محلی برگزار شد، حمایت می کرد. از دل چنین گردهمایی هایی بود که اولین گروه بیباپ آفریقای جنوبی یعنی گروه بسیار مهم و تأثیرگذار جز اپیسل (Jazz Epistles) برخاست. اعضای نخستین این گروه، موزیسین هایی بودند که شکل دادن به موسیقی جز آفریقای جنوبی در سرنوشتشان نوشته شده بود که از بین آنها می توان به این افراد اشاره نمود: دالر برند (Dollar Brand) (که پس از روی آوردن به اسلام نامش را به عبدالله ابراهیم تغییر داد)، کیپی موکتسی (Kippie Moeketsi)، جوناس گوانگوا (Jonas Gwangwa) و هیوگ مسکالا (Hugh Masekela).
نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (I)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (I)

مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر، ۱۹ بهمن در تالار وحدت برگزار شد و با وجود بارش برف تا بالکن سه تالار مملو از جمعیت بود. اولین گروه، کر کلیمیان بود که به اجرای برنامه پرداخت، این گروه همراه با یک پیانو قطعه کرال “آزادی” ساخته ارزشمند گلنوش خالقی را اجرا کرد که روی هم رفته هماهنگ و دقیق اجرا شد، هر چند شنیدن این قطعه با گروههای کر بزرگتر جذابیت بیشتری دارد.
نگاهی به اپرای مولوی (I)

نگاهی به اپرای مولوی (I)

اپرای مولوی دومین اثر اپرای سبک ایرانی تاریخ موسیقی کلاسیک ایران است؛ اولین تجربه اپرای ایرانی در سال ۱۳۸۷ توسط همین زوج هنری یعنی بهروز غریب پور و بهزاد عبدی با موضوع عاشورا ساخته و اجرا شد که تلفیقی بود از سبک معمول اپرای کلاسیک و موسیقی تعزیه که بسیار مورد توجه و استقبال علاقمندان موسیقی و تئاتر قرار گرفت.