ارکستر فیلارمونیک لندن (II)

در سال ۱۹۴۷ گروه کُر فیلارمونیک لندن شروع به فعالیت کرد. بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ ارکستر در بحران شدیدی فرو رفت که دلیل آن فشاری بود که راسل در زمان جنگ سرد به دلیل اعتقادات کمونیستی خود، به ارکستر وارد آورد، یکی از نتایجش آن بود که شورای شهر لندن اجازه استقرار ارکستر در تالار جدید جشنواره رویال را لغو کردند و به تدریج خود ارکستر به اخراج راسل رای داد!

بولت در سال ۱۹۵۶ تور LPO را در شوروی سابق هدایت کرد، او بعد از مدتی از رهبری ارکستر کناره گرفت اما همچنان همکاری نزدیک خود را با ارکستر ادامه داد و در سال ۱۹۵۶ به ریاست آنجا در آمد.

اغلب آثار ضبط شده استریوفونیک او برای EMI به همراه LPO کار شده است. در اواخر سالهای ۱۹۵۰ LPO با رهبرانی از جمله کنستانتین سیلوستری (Constantin Silvestri) و جوزف کریپس (Josef Krips) کار می کرد.

این دوره از لحاظ اقتصادی دوره بسیار بدی برای ارکستر بود و آنها را مجبور ساخت تا قرارداهایی را که با نوازندگان حتی در زمان بیماری، تعطیلات و یا بازنشستگی داشتند را لغو کند و تنها در زمان اشتغال به آنها حقوق داده شود.

در سال ۱۹۵۸ LPO ویلیام اشتینسبرگ (William Steinberg) را به عنوان رهبر استخدام نمود. او به عنوان تمرین دهنده ارکستر نقش مهمی ایفا کرد و تلاش بسیار زیادی را برای باز گرداندن استانداردهای نوازندگی به سطح گذشته ارکستر انجام داد. در سال ۱۹۶۲ ارکستر اولین تور خود را به هند، استرالیا و خاور دور داشت. رهبران آن سر مالکوم و جان پریچارد (John Pritchard) بودند.

پریچارد در سال ۱۹۶۲ به عنوان رهبر اصلی LPO برگزیده شد، او همچنین کارگردان موسیقی جشنواره گلیندبورن (Glyndebourne) بود و در سال ۱۹۶۴ LPO جایگزین رویال فیلارمونیک (RPO) به عنوان ارکستر اصلی جشنواره گلیندبورن شد.

در سال ۱۹۶۷ LPO برنارد هایتینک (Bernard Haitink) را به عنوان رهبر اصلی برگزید، او برای ۱۲ سال در ارکستر باقی ماند و توانست انسجامی را به ارکستر باز گرداند که از زمان رفتن بیکام دچار فقدان آن شده بود. در این زمان ارکستر کنسرتهایی را به منظور دریافت بودجه برگزار کرد که در آن از چهره های کلاسیک موسیقی جهان استفاده کرد از جمله: دنی کیی (Danny Kaye)، دوک الینگتون (Duke Ellington)، تنی بنت (Tony Bennett)، ویکتور بورگ (Victor Borge)، جک بنی (Jack Benny) و جان دانکورتس (John Dankworth).

در سالهای ۱۹۷۰ ارکستر تورهایی را در آمریکا (برای ۲ بار)، چین، اروپای غربی و روسیه برگزار کرد. رهبران میهمان این دوره: آیریش لیندیدرف (Erich Leinsdorf)، کارلو ماریا جیولینی (Carlo Maria Giulini) و سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) که او در سال ۱۹۷۹ رهبر اصلی ارکستر شد، بودند. در سال ۱۹۸۲ ارکستر سالگرد طلایی خود را جشن گرفت. کتابی هم شامل لیستی از موسیقیدانان مشهوری که در طی ۵۰ سال با LPO همکاری داشته اند منتشر شده است.

به علاوه افرادی از جمله دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim)، لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein)، ایگون جوشام (Eugen Jochum)، ایریک کلیبر (Erich Kleiber)، سرج کوسویتزکی (Serge Koussevitzky)، پییر مونتکس (Pierre Monteux)، آندره پروین (André Previn) و لئوپرد استوکووسکی (Leopold Stokowski) نیز رهبران ارکستر بوده اند و نوازندگان ویولن سل از جمله: ژانت باکر ، آلفرد بلندر (Alfred Brendel) (Janet Baker)، دنیس برین (Dennis Brain)، رُبرتو کارناوالا (Roberto Carnevale)، پابلو کاسالس (Pablo Casals)، آلدو سیسولینی (Aldo Ciccolini)، کلیفورد کُرزون (Clifford Curzon)، ویکتوریا-د-لُس انجلس (Victoria de los Ángeles)، ژاکلین-دو-پره (Jacqueline du Pré)، کریستین فلاگستاد (Kirsten Flagstad)، بنیامینو گیگلی (Beniamino Gigli)، امیل گیللس (Emil Gilels)، یاشا هیفتز (Jascha Heifetz)، ویلم کمف (Wilhelm Kempff)، فریتس کریسلر (Fritz Kreisler)، آرتورو بندتی میکلانژلی (Arturo Benedetti Michelangeli)، دیوید اویستراخ (David Oistrakh)، لوچینیا پاوارتی (Luciano Pavarotti)، ماریزو پولینی (Maurizio Pollini)، لئونتین پراییس (Leontyne Price)، آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein)، الیزابت شومان (Elisabeth Schumann)، رادلف سرکین (Rudolf Serkin)، شُن ساترلاند (Joan Sutherland)، ریچارد تائوبر (Richard Tauber) و اوا ترنر (Eva Turner). از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۷ کلئوس تینستد (Klaus Tennstedt) رهبر اصلی LPO بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

جان کیج و ذن بودیسم (I)

جان کیج و ذن بودیسم (I)

پژوهش در خصوص آثار “جان کیج” به عنوان یکی از چهره های شاخص موسیقی مدرن که به مثابه پلی، گذر از موسیقی مدرن به پست مدرن را امکان پذیر می کند، با اکتفای تنها به تحلیل و آنالیز آثار وی حاصل نمی شود. چرا که موسیقی او به عنوان یک اثر موسیقائی مورد توجه است که حاصل نوع نگرشی است که او به چیستی و چرائی حیات دارد. با این توجه، این گونه هنرمندی،اگر به جای موسیقی هر حرفه ی دیگری را هم برگزیده بود، آنقدر در حوزه فعالیتش با اهمیت می نمود که امروزه بتواند اهل قلم را به تفحص در آثارش وادار کند. در این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگی شخصی و ویژگی های زمانه ای که جان کیج را اینگونه تربیت کرده بود تا راه باشد نه تنها راهرو، بیشتر به جستجو در سیر تفکر کیج که آن را عامل اصلی خلق آثارش می شناسیم، خواهیم پرداخت.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

مطلبی که پیش رو دارید به مناسبت چهل و دومین سالگرد اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران توسط عبد الحمید اشراق در آذر ماه ۱۳۸۲ در مجله بخارا نوشته شده است که به دلیل اهمیت این مطلب در گفتگوی هارمونیک به انتشار می رسد.
مقایسه ادوات موسیقی (II)

مقایسه ادوات موسیقی (II)

همان طور که مطرح شد مراحل رنگ برداری بر اساس واقعیتهای موجود در حال اجرا بوده و مشکلات در ادامه کار به شکل واضح تری بروز خواهد کرد. آنچه را که یک ویلن خوب به آن احتیاج دارد تا مراحل تکمیلی به ترتیب اجرا شده و به شکلی قابل قبول مورد استفاده قرار بگیرد، کاربرد رنگ و جلای مناسب است تا یک ویلن مورد قبول را به لحاظ کیفی و کمی تکمیل و تمام نماید.
یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

سه خاطره نورعلی برومند را نه در مقام یک نوازنده بلکه آموزگار ردیف می‌شناسیم. کمتر نوازنده‌ی تار و سه‌تاریست که گذرش به اجرای برومند از ردیف میرزاعبدالله نیافتاده باشد. محتوای اجرای او از حیث روایت بااهمیت است اما در عملِ نوازندگی، نه تنها راهی برنگشوده بلکه تأثیر مخربی بر هنرجویان دارد؛ به ویژه اگر با…
ادامهٔ مطلب »
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

شب پانزدهم بعد از افطاری بچه ها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند: «گرگیشو گرگیشو… سی فردشو دکله بشو»
نقدی بر عملکرد چند سالۀ اخیر پرویز مشکاتیان

نقدی بر عملکرد چند سالۀ اخیر پرویز مشکاتیان

مطمئنا نام و آثار پرویز مشکاتیان آنچنان با فرهنگ موسیقی معاصر ایران عجین گشته که می توان وی را از بزرگترین و تاثیرگذارترین نوازندگان وآهنگسازان سه دهۀ اخیر ایران به حساب آورد.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

به گمانم جواب این سوال پیچیده است و در ارتباط با سه موضوع باید مطرح شود. موضوع اول فرهنگ موسیقایی است که فرد در آن بزرگ شده است. موضوع بعد درک سیستم شنوایی از میزان تغییر در اندازه فواصل موسیقی است. موضوع سوم هم آموزش است. این موارد در حال بررسی توسط محققین بسیاری است که نتایجی را هم در بر داشته. به عنوان مثال در تحقیقی با عنوان:
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

همانطور که برای شناسایی فرم های موسیقایی مختلف در حال شکل گیری در مراکز شهری در اواخر قرن ۱۹ دسته ی موسیقیِ مردم پسند پدید آمد. به نظر می رسید این سبک ها جایی بین موسیقی مردمی و هنری، با سهمی یکسان از هر دو، قرار گیرند: شهری تر از موسیقی مردمی، اما فاقد پیچیدگی های زیبایی شناختی موسیقی هنری. همچنانکه جمعیت شهری رشد می یافت، این سبک ها به تدریج آشکارتر می شد، و با ظهور فن آوری ضبط و رادیو، موسیقی مردم پسند به صنعت موسیقی نزدیک تر شد.
امیرحسن ندایی به بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان می پردازد

امیرحسن ندایی به بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان می پردازد

«دکتر امیرحسن ندایی» پژوهشگر موسیقی و استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس چهارشنبه ۲۲/۹/۹۶ در اکادمی موسیقی پوپیتر به سخرانی خواهد پرداخت. دکتر ندایی در این برنامه که چهارمین برنامه از سری «نشست های تخصصی و پژوهشی آکادمی موسیقی پوپیتر» است به ارائه یکی از پژوهش های خود با عنوان «بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان از دیدگاه عصب شناسی» خواهد پرداخت.