نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (II)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
اختلاف سلیقه موضوعی است که درجه زیبایی یک تصنیف را از طرف افراد تعیین می کند. اینکه کدام آهنگ زیباتر است می تواند معرف زیر مجموعه ی عوامل و شرایطی باشد که سلیقه ی فرد را ساخته است. اگر بپذیریم که به عنوان یک اصل آهنگ هایی که از ماندگاری بیشتری برخوردار هستند از لحاظ معدل می توان گفت که زیباتر هستند با یک نگاه و بررسی اجمالی می توانیم به این نکته پی ببریم که این آهنگها تحت تأ ثیر سه عامل می باشند:

یک – مصادف شدن آهنگ با یک رویداد تاریخی مهم
دو – ملودی بسیار زیبا و اجرا شدن آن توسط خواننده ی محبوب مردم
سه – تطابق شعر و موسیقی بطوریکه شعر به وسیله ملودی پردازی مناسب کاملاً بیان گردیده است حتا اگر شعر برای شنوندگان نا آشنا باشد.
br /> در این راستا به چشم می خورد آثاری بسیار زیبا و ماندگار و تاریخی که مغایرت های فراوانی با اصول کتاب پیوند شعر و موسیقی دارند. حال این سوال پیش می آید که اگر این اصول به زیباتر شدن بیان شعر بوسیله ی موسیقی منجر می شود پس چرا بعضی از این ترانه ها با اینکه از این اصول و قواعد تخطی فراوان دارند باز هم به این اندازه دلنشین و زیبا هستند ؟!

به طور خلاصه می توان به چند عامل اشاره نمود :
یک همزمان شدن تولد یک تصنیف با یک واقعه ی تاریخی چه عمد و چه غیر عمد. طبیعی است شنیدن اینگونه تصانیف بیشتر از آنکه توجه شنونده را به مقوله درستی یا نادرستی پیوند کلام و موسیقی منعطف سازد بیشتر یاد و خاطره ی آن رویداد تاریخی به اذهان رجوع می کند که در این گونه موارد شعر از لحاظ محتوا و مفهوم بسیار مرتبط به آن واقعه ی تاریخی است.

دوم داشتن خاطرات شخصی یا گروهی با یک تصنیف خاص است که در این مورد تصنیف صرفاً تداعی کننده ی گذشته ی آن فرد یا افراد می باشد که البته دور از ذهن نیست که آن تصنیف از هر نظر مقبول افتاده است.

سوم می تواند زیبایی فوق العاده ی ملودی باشد که شعر را تحت تأثیر قرار می دهد که حتا اهل موسیقی نیز کمتر متوجه عدم رعایت پیوند کلام و موسیقی می شوند و البته که مایلند تصنیف را همانگونه که هست بشنوند و عیبهای آن را ترجیحاً به خاطر شیرینی ملودی نادیده می گیرند.

چهارم علاقه ی مردم به یک خواننده یا آهنگساز است که اغلب باعث می شود شنوندگان کمترین توجه و وسواس را در این مقوله خرج کنند و با این پیش فرض که هر چه تصنیف ساز ساخته یا خواننده، خوانده است به طور قطع زیباست، گوش خود را به آن می سپارند!

پنجم علاقه مردم به شعری خاص است که این نیز به خاطرات آنها هم ممکن است متصل باشد که البته در این موارد گوشها بیشتر شعر را می شنوند تا موسیقی را. در این موارد غالباً موسیقی کاملاً مطابق با ذائقه شنوندگان آن می باشد چرا که عاشق آن شعر بخصوص هستند و احتمالاً هر ملودی دیگری نیز روی آن شعر بود آنها باز هم بینهایت آن را دوست می داشتند.

ششم عادت کردن گوشها به آهنگهایی که در قبل بارها و بارها شنیده اند و شعر و موسیقی به طوری در اذهان شکل گرفته است که شنیدن جدای هر کدام از آنها (شعر و ملودی) تعریف نشده می نمایاند.

ناگفته نماند که بسیاری از ملودی پردازان قوی ابتدا ملودی خود را می ساختند سپس از یک ترانه سرا برای سرودن شعر بر روی آهنگ هایشان کمک می گرفتند (همانطوری که این روش به عنوان یکی از شیوه های تصنیف سازی در کتاب پیوند شعر و موسیقی ذکر شده است).

بنابراین در این گونه موارد چگونگی تلفیق شعر و موسیقی بستگی به مهارت شاعر و درک او از موسیقی داشته و دارد.

یک دیدگاه

  • elham
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    hosseine dehlavi

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (II)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (II)

تقلید صداها و مقایسه صداها، قضاوت کردن و طبقه بندی کردن صداها به وسیله تمامی امکانات صوتی و ابزارهای صوتی مانند سازهای مختلف اعم از ضربی و غیر ضربی، ضبط صوت و… می تواند صورت پذیرد. تهیه ساز توسط کودک در راستای حساس شدن به صدا و سپس استفاده از خلاقیت و ابتکار توسط خود او، حساس شدن گوش به رنگ صوت، شدت و ارتفاع صوت، اصوات بالا رونده و پایین رونده و شناخت زیر و بمی اصوات همه از فعالیت هایی است که گوش موسیقایی در کودک پرورش می یابد.
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

آقای فرج پوری می خواهیم به زمان گذشته سری بزنیم و از گذشته به زمان حال برسیم، شما سال های قبل به عنوان آهنگ ساز اثری منتشر کردید به نام “نقش پندار” و اخرین اثر شما که به صورت گروه نوازی منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار دارد “غوغای عشق بازان” است که همراه با گروه آوا و صدای استاد شجریان منتشر شده، سعید فرج پوری “غوغای عشق بازان” با سعید فرج پوری نقش پندار در طوی این سال ها چه تفاوت هایی پیدا کرده؟
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

فاصله زمانی سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ به صورت حدودی را دوره کلاسیک می نامند چراکه در این بازه زمانی هنر چه از نظر دیدگاه فلسفی و چه از نظر مسائل تکنیکی، تغییراتی قابل لمس نسبت به دوره قبل (باروک) داشت. عنوان «کلاسیک» برای این دوره باعث شده بعضی از هنرجویان موسیقی تصور کنند، موسیقی این دوره تنها کلاسیک نامیده می شود ولی این فرض اشتباه است؛ موسیقی کلاسیک یک اصطلاح کلی است برای موسیقی هایی که برای مخاطب فرهیخته ساخته می شود و ارتباطی به بازه زمانی یاد شده یا نوع خاصی از موسیقی ندارد.
ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
نمودی از جهان متن اثر (XIII)

نمودی از جهان متن اثر (XIII)

به یاد آوریم که آنالیز در دو نقطه به داوری برای ارزش‌گذاری متوسل می‌شود: ۱- انتخاب اثری که موضوع آنالیز است. ۲- انتخاب آنچه در یک اثر باید به آن پرداخت. در هر دوی این موارد به شکل پیدا و پنهان از احکام زیباشناسانه بهره می‌گیرد.
رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

من خودم الان حدود سه سال هست که مشغول انجام این پروژه هستم، جدیداً متوجه شدم چون من هم ایرانی هستم و ریتم را مثل همه‌ی ایرانی‌ها جور دیگری احساس می‌کنم و این را وقتی متوجه شدم که دیدم یک قطعه‌ای که از یکی از همین آهنگسازهای جوان من اجرا کرده بودم را روی سایت آهنگساز دیدم که با اجرای نوازنده دیگری توانستم این را بشنوم و برای من خیلی جالب بود که آن جور که من ریتم آن قطعه را احساس می‌کنم آن نوازنده کاملاً مدل دیگری احساس می‌کند و این یک چیزی هست که حتی اگر خود آدم هم به آن واقف نباشد، به طور غریزی این بیان را داشته باشد.
والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

خیر! اساسا چیزی به عنوان تک صدا در طبیعت وجود ندارد و در واقع تواتر غیر مرکب در طبیعت وجود ندارد و شما تنها در آزمایشگاه می توانید بوسیله اسلایتورها می توانید موجی غیر ترکیبی و تکصدایی بوجود بیاورید. در طبیعت هر موجی بوسیله امواجی بی نهایت در حال ترکیب است. شنیدن صدا برای انسانها ذاتی است و در تمام دنیا نوعی از چندصدایی دیده می شود که این چند صدایی دقیقا با چند صدایی پالسترینا و باخ یکسان نیست.